حداکثر گرایی جوانی: مزایا و معایب

توسعه خود


ماکسیمالیسم جوانی امتیاز جوانانی است که هنوز پذیرفتن صداهای نیم‌تنی را نیاموخته‌اند. در ذهن جوانان تنها دو قطب وجود دارد: سیاه و سفید. “همه یا هیچ چیز” – این شعار ماکسیمالیست است. جالب است که این موقعیت اغلب بسیار سودآور است و به شما امکان می دهد بدون داشتن چیزی به موفقیت های زیادی برسید. جوانان با همین جاه طلبی ها راه خود را در زندگی باز می کنند. ویژگی های دوران نوجوانی اجازه نمی دهد دیدگاه بزرگسالان را بپذیریم.

دومی بی تفاوت و نرم به نظر می رسد، آماده تسلیم شدن و سازش با زندگی است. جوان ها امتیاز نمی دهند. با این حال، در ملایمت بزرگسالان و همچنین در فشار جوانان، قوت خاصی وجود دارد. این فقط یک دیدگاه کاملاً متفاوت از واقعیت است. درست است، گاهی اوقات ماکسیمالیسم جوانی با مطالبات بیش از حد خود بسیار قوی تر از قضاوت صحیح نسل قدیمی است.

اغلب، برای رسیدن به آنچه می خواهید و رسیدن به هدف، باید با اعتماد به نفس واضح به سمت آن حرکت کنید. بزرگسالان دیگر آن را ندارند. یک فرد با تجربه فقط می تواند چیزی را بگوید که از آن مطمئن است. او به طور منطقی قدرت خود را ارزیابی می کند. روانشناسی نوجوانی مقوله ای تر و خشن تر است. ساده لوحی خاصی نیز در او وجود دارد که هنوز از کودکی ناپدید نشده است. به همین دلیل است که جوانان کارهای احمقانه زیادی انجام می دهند که بعداً یادآوری آنها شرم آور می شود. در بزرگسالی، مردم اغلب سعی می کنند از فرزندان خود در برابر اشتباهاتی که خودشان مرتکب شده اند محافظت کنند. با این حال، در اینجا آنها به دیوار سوء تفاهم برخورد می کنند – همان حداکثرگرایی جوانی. مشکل «پدران و پسران» که شهرت جهانی دارد، دقیقاً تراژدی سوء تفاهم نسل‌ها است.

با گذشت زمان، این پدیده، البته، می گذرد. ذکر شده است که مردان در سن 30 سالگی چیز کمی از زندگی می خواهند. این برای همه اتفاق نمی افتد، بلکه برای بسیاری اتفاق می افتد. بنابراین همچنان باید سهمی از آتش جوانی را در خود حفظ کرد. تمام افراد موفقی که در زندگی به هر چیزی دست یافته اند، رویاهای دوران جوانی خود را هدایت کرده اند. در اعماق وجود آنها جوان بودند. جوانی چیزی دارد که هیچ دوره سنی ندارد – قدرت و فشار، با وجود همه موانع زندگی، برای حرکت به جلو.

حداکثر گرایی جوانی مقیاس ارزش های اکثریت را نمی پذیرد. بنابراین، بسیاری از جوانان می گویند که مانند والدین خود زندگی نخواهند کرد. با این حال، با بلوغ، متاسفانه بسیاری آنها را حتی تا کوچکترین جزئیات تکرار می کنند. احتمالا اگر جوانان دقت بیشتری می کردند این اتفاق نمی افتاد. اما ذهن دارایی افراد بالغ و بالغی است که می توانند کمی در زندگی تغییر کنند و به نیروی خود ایمان ندارند. جالب اینجاست که گاهی پدیده ای مانند ماکسیمالیسم جوانی نیز در میان بزرگسالان دیده می شود. با این حال، در اینجا ابعاد دیگری به خود می گیرد. او در بزرگسالی آن جذابیت جوانی را ندارد، وقتی ساده لوحی، فشار و مقداری ناامیدی در یک کوکتل مخلوط می شود. یک ماکسیمالیست بالغ ناسازگار است، او به هیچ کس جز خودش گوش نمی دهد. در عین حال، چنین صفاتی برای او سودی ندارد، بلکه فقط روابط او را با دیگران خراب می کند.

ویژگی های جوانی متعلق به جوانی است. بزرگسالان نمی توانند چنین تجملی مانند انتخاب و قضاوت قاطعانه را تحمل کنند. علاوه بر این، تفکر یک فرد با تجربه یک ویژگی متمایز دارد – انعطاف پذیری. این ویژگی و توانایی پذیرش دیدگاه دیگران است که از بلوغ اخلاقی و ذهنی صحبت می کند. متأسفانه، این خاصیت اغلب عامل همنوایی می شود. واقعیت بال می شکند و درخواست ها را کاهش می دهد. کسانی که در بزرگسالی از رویاپردازی دست برنداشته اند اندک هستند. اغلب چنین افرادی در زندگی بیشتر از همسالان خود به دست می آورند. زیرا آنها درک می کنند که چه چیزی انسان را به سمت یک هدف سوق می دهد. با درگیر شدن در توسعه خود، می توانید چیزهای زیادی را درک کنید و از کاستی های هر دو دوره زندگی قدردانی کنید. ارزیابی مجدد به شما کمک می کند تصمیم درستی بگیرید و راهی برای خروج از سخت ترین شرایط پیدا کنید.

Rate article
Add a comment